ترجيـح جـهـان هـسـتـی بـه مـو ا عـيـد
* من كهامروزم بهشت نقد حاصلمیشود
وعدهی فردای زاهد را چراباوركنم
* من نخواهمكرد ترك لعل يار وجام می
زاهدان، معذورداريدم كهاينم مذهباست!
* ساقی! بيارباده كهماه صيام رفت
درده قدح! كهموسم ناموس ونام رفت
وقتعزيزرفت، بيا تا قضاكنيم
عمری كهبیحضور صراحیوجام رفت
درتاب توبه چندتوانسوخت همچوعود
میده! كهعمر برسر سودای خام رفت
* گر زمسجد بهخراباتشدم عيبمكن
مجلس وعظ درازاستو زمان خواهدشد
ایدل! ار فرصت امروز بهفردا فكنی
مايهی نقد بقارا كهضمانخواهدشد؟
د ر مـعـا ر ضـه بـا ز ا هـد و صـو فـی
* حافظا، می خور و رندی كن و خوشباش، ولی
دام تزويرمكن چون دگران قرآن را!
* فقيه مدرسه دی مستبود وفتواداد
كه می حرام، ولی به ز مال اوقافاست!
* نهمن ز بیعملی درجهان ملولم و بس
ملالت علما هم ز علم بیعملاست
* زاهد! مكن ازنسيهحكايت، كه بهنقدم
ياریست چوحوریو سرائی چوبهشتی
* دونصيحت كنمات، بشنوو صدگنجببر:
ز در عيش درآیو بهره زهد مپوی
بوی يكرنگی ازايننقش نمیآيدباز
دلق آلودهی صوفی به می صاف بشوی!
مـجـا د له بـا مـد عـی ا ز طر يـق بـا و ر هـا ی خـو د ا و
* ازنامهی سياه نترسم، كهروزحشر
بافيض لطفاو صد ازايننامه طیكنم
* برو ای زاهدو دعوتمكنم سوی بهشت
كهخدا خودزازل بهر بهشتم نسرشت
منعمازمی مكن ای صوفیی صافی! چهكنم
گرخدا طينت مارا بهمی صاف سرشت؟
حافظا! لطف حق ار باتو عنايتدارد
باشفارغ ز غم دوزخوشادیی بهشت
این چند نمونه از اشعار بود! متن کامل شعرهایی رو که فکر میکنم در تناقض با حافظ عصر ماست رو در ادامه مطلب میزارم
ادامه مطلب
